خرید بک لینک
کاروان رفت منزل به منزل ؛ قصه ساربان مانده در دلاینک قریب چهل روز از غروب غم فزای شهادت شقایقها میگذرد؛از آن روز تا امروز چهل روز در سوگ ابرمردی نشستیم که حیات اسلام مدیون رگهای پاره پاره اوست. قصه سر و نیزه، قصه لبهای خونین و قرآن، قصه سیلی و صورت گلگون کودک غمگین و تمام حقیقت هایی که هر سال از پرده چشمان ما می گذرد را شنیده ایم. کربلا؛ اقیانوس بی کرانهای است که در آن گوهر همه عظمتها و خوبیها به رنگ مظلومیت، یافتنی است؛ اما غوّاص قهّار میطلبد و هر کدام به فراخور حالمان از کربلا، محرم، عاشورا و اربعین، برداشتی داریم کاروان آمد ولی شاهی نبود ، بر بنی هاشم دگر ماهی نبوداربعین حسینی را بر همه عاشقان اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام تسلیت عرض می نمایم ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا پورحسین تاريخ: جمعه 17 تير 1401 ساعت: 15:42

علي شاهعَلي ماهعَلي راهعَلي نَصْرُمِن اللهعَلي زِمزِمه ى هَر دِلِ آگاهعَلي عِينِ يَقينْ استعَلي بَر هَمه ى خَلْقْ اميرالْمؤمِنينْ استعَلي كاشِفِ هَر غَمعَلي بَر هَمه مَرْحَمعَلي ذِكْرِ لَبِ عيسى بن مَرْيَمعَلي هَستى خاتَمعَلي بَرگِ بَراتِ هَمه ى خَلْقْ ز آتَش و جَهَنَّمعَلي اصلِ وجودْ استعَلي روى سُجودْ استعَلي مَعدَنِ جودْ استعَلي رازونيازْ استعَلي سوزو گُدازْاستعَلي مَحْرَمِ راز استعَلي مُهرِ ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا پورحسین تاريخ: سه شنبه 10 فروردين 1400 ساعت: 15:40

بیگناهم، مثل تنهایی قلب یه پرستوی مهاجر کوچ غمگین یه رفتن توی دست یه مسافر یاکه اون چشم سیاهت که دل وکرده دیوونه مث قلبم که شب وروزمیگه بیتونمیتونه بیگناه مثل یه اشناکه حالاواست غریبه توی این دنیای فانی که همش مکروفریبه بیگناه مثل یه کوچه که قدمهاتوشمرده واسه ی برگشتن توتروبخداسپرده بیگناه مثل یه لیلی توی قصه های مجنون مثل غربت غریبی که دلاروکرده داغون تنهاترازهمیشه

برچسب: نویسنده: هلیا پورحسین تاريخ: سه شنبه 10 فروردين 1400 ساعت: 15:40

مواظب باشیم بعضی از افراد تظاهر به دوستی و دوست داشتن میکنن

برچسب: نویسنده: هلیا پورحسین تاريخ: سه شنبه 10 فروردين 1400 ساعت: 15:40

یادم باشد ...

حرفی نزنم ,
که به کسی بر بخورد ...!

نگاهی نکنم ,
که دل کسی بلرزد ...!

راهی نروم ,
که بیراه باشد ...!

خطی ننویسم ,
که آزار دهد کسی را ...!

یادم باشد ...

که روزگار خوش است ...
همه چیز روبه راه
و بر وفق مراد است و خوب ....!

تنها دل ما دل نیست ..

برچسب: نویسنده: هلیا پورحسین تاريخ: سه شنبه 10 فروردين 1400 ساعت: 15:40

باید مرد باشی تا بفهمی احساس یک زن ، فروشی نیست...! هدیه است

برچسب: نویسنده: هلیا پورحسین تاريخ: سه شنبه 10 فروردين 1400 ساعت: 15:40

شب چو در بستم و مست از مینابش کردمماه اگر حلقه به در کوفت جوابش کردمدیدی آن ترک ختا دشمن جان بود مراگرچه عمری به خطا دوست خطابش کردممنزل مردم بیگانه چو شد خانه چشمآنقدر گریه نمودم که خرابش کردمشرح داغ دل پروانه چو گفتم با شمعآتشی در دلش افکندم و آبش کردمغرق خون بود و نمی خفت ز حسرت فرهادخواندم افسانه شیرین و به خوابش کردمدل که خونابهٔ غم بود و جگرگوشه دهربر سر آتش جور تو کبابش کردمزندگی کردن من مادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا پورحسین تاريخ: سه شنبه 10 فروردين 1400 ساعت: 15:40

ﮔﺎﻫﯽ ﻭﻗﺘﺎ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﮐﻦ ﮐﺠﺎﯾﯽ، ﺑﻪ ﮐﺠﺎ ﺭﺳﯿﺪﯼ ﻭ ﺑﻪ ﮐﺠﺎ ﻧﺮﺳﯿﺪﯼ، ﮔﺎﻫﯽ ﻭﻗﺘﺎ ﻓﻘﻂ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻦ … ﯾﺎﺩ ﻗﻮﻟﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺕ ﺩﺍﺩﯼ ﻧﺒﺎﺵ، ﺗﻮ ﺗﻼﺷﺘﻮ ﮐﺮﺩﯼ ﺍﻣﺎ ﻧﺸﺪ … ﯾﻪ ﻭﻗﺘﺎﯾﯽ ﺟﻮﺍﺏ ﺧﻮﺩﺗﻮ ﻧﺪﻩ ﻫﺮ ﭼﯽ ﭘﺮﺳﯿﺪ: ﭼﺮﺍ ﺍﯾﻨﺠﺎﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮔﯿﺮ ﮐﺮﺩﯼ، ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﺰﻥ ﻭ ﺑﮕﻮ ﮐﻢ ﻧﺬﺍﺷﺘﻢ ﺍﻣﺎ … ﻧﺸﺪ ﯾﻪ ﻭﻗﺘﺎﯾﯽ ﻓﻘﻂ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﻩ ﺑﻮﺩﻧﺖ ﻟﺬﺕ ﺑﺒﺮ … ﺍﺯ ﺑﻮﺩﻥ ﮐﻨﺎﺭ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺘﺸﺎﻥ ﺩﺍﺭﯼ ﻭ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻥ … ﺍﺯ ﻃﻠﻮﻉ ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ ... ﺍﺯ ﺻﺪﺍﯼ ﺁﻭﺍﺯ ﻗادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا پورحسین تاريخ: سه شنبه 10 فروردين 1400 ساعت: 15:40

آدمها وقتی کودک اند؛
میخواهند برای مادرشان هدیه بخرند ولی پول ندارند...

وقتی که بزرگتر می شوند؛
پول دارند ولی وقت ندارند

وقتی که پیر می شوند؛
پول دارند، وقت هم دارند ومادر ندارن

برچسب: نویسنده: هلیا پورحسین تاريخ: سه شنبه 10 فروردين 1400 ساعت: 15:40

کاروان رفت منزل به منزل ؛ قصه ساربان مانده در دلاینک قریب چهل روز از غروب غم فزای شهادت شقایقها میگذرد؛از آن روز تا امروز چهل روز در سوگ ابرمردی نشستیم که حیات اسلام مدیون رگهای پاره پاره اوست.قصه سر و نیزه،قصه لبهای خونین و قرآن،قصه سیلی و صورت گلگون کودک غمگینو تمام حقیقت هایی که هر سال از پرده چشمان ما می گذرد را شنیده ایم.کربلا؛ اقیانوس بی کرانهای است که در آن گوهر همه عظمتها و خوبیها بادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا پورحسین تاريخ: سه شنبه 10 فروردين 1400 ساعت: 15:40

کاروان رفت منزل به منزل ؛ قصه ساربان مانده در دلاینک قریب چهل روز از غروب غم فزای شهادت شقایقها میگذرد؛از آن روز تا امروز چهل روز در سوگ ابرمردی نشستیم که حیات اسلام مدیون رگهای پاره پاره اوست. قصه سر و نیزه، قصه لبهای خونین و قرآن، قصه سیلی و صورت گلگون کودک غمگین و تمام حقیقت هایی که هر سال از پرده چشمان ما می گذرد را شنیده ایم. کربلا؛ اقیانوس بی کرانهای است که در آن گوهر همه عظمتها و خوبیها به رنگ مظلومیت، یافتنی است؛ اما غوّاص قهّار میطلبد و هر کدام به فراخور حالمان ازکربلا،محرم، عاشوراو اربعین، برداشتی داریم کاروان آمد ولی شاهی نبود ، بر بنی هاشم دگر ماهی نبوداربعین حسینی را بر همه عاشقان اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام تسلیت عرض می نمایم + نوشته شده در چهارشنبه هفدهم آبان ۱۳۹۶ساعت 21:11&nbsp توسط S.h | ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا پورحسین تاريخ: شنبه 9 دی 1396 ساعت: 14:28

علي شاهعَلي ماهعَلي راهعَلي نَصْرُمِن اللهعَلي زِمزِمه ى هَر دِلِ آگاهعَلي عِينِ يَقينْ استعَلي بَر هَمه ى خَلْقْ اميرالْمؤمِنينْ استعَلي كاشِفِ هَر غَمعَلي بَر هَمه مَرْحَمعَلي ذِكْرِ لَبِ عيسى بن مَرْيَمعَلي هَستى خاتَمعَلي بَرگِ بَراادامه مطلب

برچسب: پیشاپیش, نویسنده: هلیا پورحسین تاريخ: چهارشنبه 17 آبان 1396 ساعت: 1:16

بیگناهم،مثل تنهایی قلب یه پرستوی مهاجرکوچ غمگین یه رفتن توی دست یه مسافریاکه اون چشم سیاهت که دل وکرده دیوونهمث قلبم که شب وروزمیگه بیتونمیتونهبیگناه مثل یه اشناکه حالاواست غریبهتوی این دنیای فانی که همش مکروفریبهبیگناه مثل یه کوچه که قدمادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا پورحسین تاريخ: چهارشنبه 17 آبان 1396 ساعت: 1:16

یادم باشد ...

حرفی نزنم ,
که به کسی بر بخورد ...!

نگاهی نکنم ,
که دل کسی بلرزد ...!

راهی نروم ,
که بیراه باشد ...!

خطی ننویسم ,
که آزار دهد کسی را ...!

یادم باشد ...

که روزگار خوش است ...
همه چیز روبه راه
و بر وفق مراد است و خوب ....!

تنها دل ما دل نیست ..

+ نوشته شده در دوشنبه بیستم شهریور ۱۳۹۶ساعت 17:49&nbsp توسط S.h |

برچسب: نویسنده: هلیا پورحسین تاريخ: چهارشنبه 17 آبان 1396 ساعت: 1:16

شب چو در بستم و مست از مینابش کردم ماه اگر حلقه به در کوفت جوابش کردمدیدی آن ترک ختا دشمن جان بود مرا گرچه عمری به خطا دوست خطابش کردممنزل مردم بیگانه چو شد خانه چشمآنقدر گریه نمودم که خرابش کردمشرح داغ دل پروانه چو گفتم با شمع آتشی در دادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا پورحسین تاريخ: چهارشنبه 17 آبان 1396 ساعت: 1:16

صفحه بندی